محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

276

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر غزو الطائف [ و قسمت غنيمت ] و ديگر روز پيغمبر عليه السّلام لشكر بر گرفت و روى به طايف نهاد . چون پيغمبر به طايف [ 211 a ] رسيد ، همه هوازن و ثقيف كه از حنين هزيمت شده بودند آنجا بيافت . و ايشان به حصار اندر شده بودند ، و مالك بن عوف با ايشان آنجا اندر بود ، و در حصار استوار كرده بود و از هر سويى آبادان كرده ، و مردمان همه حرب را بساخته . و مردى بود مهتر طايف نام او عروة بن مسعود از بنى ثقيف بود و به حنين بوده بود . پيغمبر عليه السّلام او را طلب كرد تا با او سخن گويد ، و چنان دانست كه او اندر حصار است . گفتند او به شهرى است نام او جرش ، آنجا كه اديم كنند . و دروغ گفتند كه او رفته بود تا كسى آرد تا ايشان را منجنيق سازد . پس پيغمبر عليه السّلام بر در آن حصار بنشست و كارزار همى كرد ، و نتوانست گشادن . و ايشان از سر حصار حرب همى كردند به تير و به سنگ . و هر كه بيرون از حصار بودند همه مسلمان شدند و بيرون از حصار بر راه طايف شده بودند . پيغمبر عليه السّلام بدين پانزده روز اندر از مسلمانان يك تن را بكشت از بنى ليث كه مردى را از بنى هذيل بكشته بود . و نخستين كسى كه پيغمبر قصاص فرمود به حكم اسلام او بود . پس از آن حصار مسلمانان را به تير همى زدند و همى